سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

119

زبور آل داود ( فارسى )

پادشاهى گرديد . ارقام قضا جريان به سپهسالاران و حكام عزّ صدور يافت كه ، به جهت يساق قندهار ، لشكر به سردارى جمعى از امرا كه در آن وقت مناسب بود روانه نمايند . بعد از جمع آمدن سپاه - كه مدت ميعاد را دو ماه مقرر فرموده بودند - روانهء سمت غوريان و قندهار و غيره كردند و بهبود خان بيگلربيگى هرات را با امير خان توپچى باشى و امير معصوم خان برادر امير علم خان وكيل الدوله ، با توپخانهء گران و بيست هزار سوار جرار جزايرچى ، روانهء هرات فرمودند و نيز فرمان به نام درويشعلى خان هزاره و عنايت خان تايمنى و صادق خان فراهى صادر و مصحوب قورچيان مريخ صولت روانه فرمودند كه ايشان آمده به بهبود خان و امير خان ملحق شدند . بهبود خان و امير خان و امير معصوم خان مقيد و منتظر سپاه نگرديده تكيه بر لطف الهى و اقبال شاهنشاهى نموده با همان قدر سپاه رزم‌خواه كه در ظل لواى آسمان‌ساى حاضر شده بودند و توپخانه از راه فراه روانه شده الوس تاتار را نيز با جمعى از جنودان ولايت به طريق ايلجارى جمع‌آورى و در ظاهر قلعهء هرات با احمد خان ولد تيمور خان ابدالى حرب صعبى واقع شد . در گير و دار معركه و شليك توپخانه و جزاير خانه ، ناگاه فوج ميمنه - كه متعلق به بهبود خان تاتار بود - عنان‌ريز [ بر ] سپاه افغان تاختن آورده افاغنه را تاب ثبات و قرار نمانده روى به فرار نهادند و نيز لشكر به يكبارگى تعاقب نموده بعضى مقتول و برخى دستگير ، چون به حوالى قلعه رسيدند شروع در تسخير قلعه نمودند . نظم يلان نعره زن بر سر آن حصار * كاز آن تا فلك بود يك نيزه‌وار ز پايين چو تيرى به بالا شدى * مشبك از او چرخ مينا شدى ز بالا چو سنگى به زير آمدى * ز گاو زمين بانگ شير آمدى الغرض افاغنه متحصن و لشكر قزلباش اطراف شهر را فرو گرفته با توپخانه ليلا و نهارا متوجه جدال و قتال بودند . نظر به آن كه در اين مدت متمادى ، عجزه و مساكين شهر به دست تطاول افغان گرفتار و در كمال اختلال احوال به سر مىبردند ، خصوصا